تبليغات در نقطه خريد
هفتاد و پنج درصد در فروشگاه تصميم ميگيرند
صنعت تبليغات در نقطه خريد در انگليس در سال 2003 رقمي برابر با 1/1 ميليارد پوند (56/1 ميليارد يورو) بود كه طيف گستردهاي از شركتهاي توليدي، مونتاژ، طراحي و نمونهسازي، چاپ، انبارداري، توزيع و نصب تجهيزات تبليغگري تا ساير حرفههاي مربوط به تفريحات را در بر ميگرفت. هيچ شركتي به تنهايي سهمي بيش از 5 درصد بازار را در دست ندارد و اين صنعت بسيار بخشبخش بوده و در واقع 6 درصد كل هزينههاي بازار و بازاريابي در انگليس را شامل ميشود.
تبليغات در نقطه خريد در ابتدا به خاطر ماهيت منطقهاي و خرد آن، رابطه ضعيفي با تبليغات به معناي اعم آن داشت.
تبليغات در نقطه خريد طي سالهاي اخير رشد يكنواختي را تجربه كرد و اين امر مرهون تلاشهاي انجمن تجاري بينالمللي تبليغات در نقطه خريد (POPAI) بود كه بهطور مشخص بر پيامي تحت عنوان <سهچهارم> تأكيد كرد و اين تأكيد به اين معني بود كه سهچهارم تصميمات مشتريان براي خريد كالا يا خدمت در نقطه خريد شكل ميگيرد.
عامل ديگري كه در افرايش گرايش به تبليغات در نقطه خريد نقش داشت، تفكيك فزاينده رسانههاي معطوف به مخاطب گسترده بود. البته اين فرايند از مدتها پيش قابل پيشبيني بود و به اتخاذ شيوههاي مستقيم بازاريابي انجاميد و در عين حال باعث شد تا از ميانه دهه 1990 رسانههاي ديگري نيز در كانون توجهات قرار بگيرند. البته بايد يادآور شد كه تبليغات در نقطه خريد، بازخيزش خود را زماني تجربه كرد كه خردهفروشان به داشتن تجهيزات تبليغگري در فروشگاه و محل كار خود تمايل و گرايش نشان دادند.
ديدگاه ها از آن زمان به بعد از انعطاف كمتري برخوردار بوده است و خردهفروشان از داشتن خرت و پرت فاصله گرفتهاند و در عوض طراحي تبليغات در نقطه خريد حالت به مراتب پيچيدهتري به خود گرفته است.
اين تحول پابهپاي تحول ديگري صورت گرفته است و آن تحول محصول توسعه و گسترش شبكهاي حمايتي در زمينه انبارداري، توزيع، نصب و خريد و فروش و مميزي كالاها بوده است و در واقع بايد گفت آنچه تبليغات در نقطه خريد را تقويت كرده به نحوي از انحا به تمامي اين تحولات مربوط بوده است.
به اين ترتيب، در حالي كه تبليغات داخل مغازه مورد توجه بيشتري قرار گرفته، بسياري از صاحبان ماركهاي تجاري به استفاده از تبليغات در نقطه خريد راغبتر شدهاند واين در حالي است كه آنها در انتخاب نوع تبليغ خود، به جاي حمايت از قيمت كالاهاي خود، به نوعي از ارتقاي تبليغاتي ديگر فكر ميكنند كه محور آن فروش عادلانه و برابر در مقايسه با كالاهاي ديگر است.
اكنون روند كنوني حاكي از اين است كه ابزارهاي تبليغ در نقطه خريد تا حدودي به پديده ابزارهاي تبليغي دايمي در نقطه خريد تبديل شده و اين اقدام از سوي خواربارفروشيها بيشتر به چشم ميخورد. آنها، هم در واقع از موضوع صرف بحث درباره قيمت فاصله گرفتهاند.
فلسفه اصلي استفاده از ابزارهاي موقت تبليغگري اين بوده كه هزينهها و قيمتهاي چنين كارهايي، پايين باشد، اما اكنون با پديدهاي ديگر به نام EDLP (قيمتهاي پايين همه روزه) مواجه شدهايم و با استراتژيهايي سروكار داريم كه هدف آنها روشنتر ساختن چهره فروشگاههاست و بازيگران اين عرصه هم كساني هستند كه ميكوشند در فروشگاههاي خود يك تآتر مغازهاي را به اجرا درآورند و با استفاده از ابزارهاي تبليغ براي نقطه خريد، در واقع مفهوم تازهاي به نام مغازههايي در درون يك مغازه را به اجرا درآورند و اين در حالي است كه عدهاي هم از اين پديده با عنوان شهر مقوايي ياد ميكنند.
روشهاي چاپ براي تبليغ در نقطه خريد
تبليغات مربوط به نقطه خريد يكي از بزرگترين بازارهاي صنعت چاپ است كه در واقع مشتري بخش لارجفرمتهاي عريض است. البته در كنار اين امر بايد به اين موضوع هم توجه داشت كه تبليغات در نقطه خريد به يكي از اهداف بزرگ چاپ ديجيتال هم تبديل شده است. افزون بر اين، استفاده از چاپ ديجيتال در عرصه فرمتهاي بسيار بزرگ به اين معني نيست كه مزاياي چاپ سيلك هم فراموش شود و بهخصوص ارزانتر بودن و سرعت بالاي آن ناديده گرفته شود. اما در هر حال، اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم بايد بگوييم كه چاپ ديجيتال از نفوذ خوبي در بازار نقطه خريد برخوردار شده و در مقايسه با چاپ سيلك و چاپ عكس سهم بيشتري گرفته است.
در همين بخش، چاپ افست هم در معرض رشد است و شكاف موجود بين خود و سيلكاسكرين را پر خواهد كرد. اما كماكان بايد به اين نكته هم معترف بود كه چاپ سيلكاسكرين باز هم رايجترين تكنولوژي مورد استفاده در حوزه تبليغات در نقطه خريد خواهد بود.
اصليترين ويژگي چاپ ديجيتال در مقايسه با روشهاي ديگر چاپ اين است كه قدرت توليد در تيراژ محدود و با سرعت بسيار زياد را دارد.
چاپ ديجيتال صرفنظر از سرمايهگذاري اوليه، هزينههاي به نسبت پاييني در تنظيم اوليه براي سفارشات گوناگون دارد و بهخصوص در مورد چاپ كم تيراژ در مقايسه با چاپ سيلك از قيمت پايينتري برخوردار است. اما در مورد چاپ در تيراژ بالا، مخارج بالاي مركب و سرعت پايين چاپ ديجيتال به مشكلات بزرگي تبديل ميشوند. با اين همه چاپ ديجيتال هنوز بايد براي رقابت در اين زمينه منتظر باشد و شايد در آينده بتواند اين مشكل را رفع كند.
مزاياي چاپ ديجيتال
رشد چاپ ديجيتال و به موازات آن، رشد رسانههاي ديجيتال در مغازهها، تبليغ در نقطه خريد را به دنياي مدرن انتقال ميدهد. افزون بر اين، از آنجا كه تبليغ در نقطه فروش اساساً يك بحث جذاب است بنابراين توجه به آن نسبت به گذشته بيشتر شده است.
چاپ ديجيتال در اين عرصه به دلايل زير يك راهحل مقتضي شناخته ميشود:
1- تبليغات محلي
2- قابليت انطباق تبليغ در نقطه خريد با زبانها و بازارهاي محلي
3- قابليت سنجش و محك زدن بازار
آينده تبليغ در نقطه خريد
سال گذشته شاهد ظهور راهحلهاي ديجيتال رسانهاي در فروشگاهها و خواربارفروشيهاي بزرگ و نيز ساير فروشگاهها بوديم. آنها اغلب به دنبال تبليغات از طريق صفحه نمايش (اسكرين) بودند. به عنوان مثال، سوپرماركت tesco در انگليس كه يكي از بزرگترين سوپرماركتهاست اعلام كرد كه در شعبههايش از صد صفحه نمايش تلويزيوني استفاده خواهد كرد.
نتايج تبليغات در نقطه خريد تاكنون حاكي از آن است كه آرمهاي منفرد تاكنون فروش خوبي داشتهاند و فروش خردهفروشان نيز از طريق تبليغات در نقطه خريد تأمين ميشود. اما در اين مورد هنوز بايد منتظر قضاوت ماند كه آيا سرمايهگذاري سنگين در حوزه نصب صفحات نمايش و نيز هزينههاي مرتبط با توليد محتواي تبليغات پول صرف شده را باز ميگردانند يا خير؟
شرايط با در نظر گرفتن مقولات مرتبط با توليد محتوا براي اين صفحات نمايش، پيچيدهتر هم ميشود. پرسشهايي كه در اين زمينه به ذهن ميرسد از اين قرار است:
- آيا تبليغات مبتني بر صفحات نمايش ميتوانند از سهم درآمدهاي تبليغاتي رسانههاي بزرگ كم كنند؟
- آيا خردهفروشان در آينده خواهند توانست بر محتوايي كه انتخاب ميكنند كماكان مديريت كنند؟
رشد جوهرافشانها در عرصه نقطه خريد الزاماً ادامه خواهد يافت. پاي عوامل ديگري نيز در اين جا در ميان است. ترديدي در اين امر نيست كه هرچه ميزان استفاده از ابزارهاي ديجيتال براي تبليغ در فروشگاهها بيشتر شود، از ميزان كاربرد ابزارهاي سنتي تبليغ كاسته خواهد شد و اين امر به ابزارهاي سنتي تبليغ آسيب ميزند.
به عنوان مثال، ابتكار فروشگاه آينده متعلق به گروه مترو، ابزارهاي پيچيدهاي را در زمينه تبليغات فروشگاهي در راينبرگ آلمان به نمايش گذاشته است (www.futurestore.org) .
ابزارهاي گروه مترو اين نكته را نشان ميدهد كه ابزارهاي تازه كه آميزهاي از ابزارهاي نمايش ديجيتال قيمتها، صفحات تاچكنترل بر روي قفسههاي اجناس، كيوسكهاي تعاملي مستقل و صفحات نمايش موسوم به پلاسما و يا امواج راديويي براي شناسايي محصول (RFID) و يا برچسبهاي الكترونيك و مشاوران الكترونيك براي خريد هستند (كه دستگاهي است كه بر روي چرخ دستي خريد نصب ميشود و به مشتري در هنگام خريد مشورت ميدهد) در خط مقدم تحولات نقطه خريد قرار گرفتهاند.
در كوتاهمدت اين گمان وجود دارد كه ابزارهاي سنتي تبليغ در يك حالت مسالمتآميز با ابزارهاي مدرن تبليغ قرار گيرند و هر دو به همزيستي در حوزه رسانهاي درون فروشگاهها ادامه دهند. اما عدهاي معتقدند شانس گروه دوم تثبيت شده است و اين باعث نميشود كه جمعي ديگر نيز پيشگويي خود داير بر شانس بقاي ابزارهاي سنتي تبليغ را ناديده بگيرند.
نظرات
به نظرم در منبع اصلی اشتباه هست. دکتر شکرخواه باید مترجم این متن باشند نه نویسنده آن
زاهد: ممنون از توجه و دقت شما . . من هم فکرميکنم همانطوري باشد که نوشتين ولي منبع نوشته اشتباه کرده است.
جمعه، ۱۱ آذر ۱۳۸۴
مطلب خيلي خوبي بود
ولي توضيحي در مورد اينكه popai مخفف چه لغاتي است نداده ايد.
یکشنبه، ۱۳ آذر ۱۳۸۴
نظرخواهی برای این پست بسته شده!
